تبلیغات
terrasse - خضعبلات ! می توانید نخوانید ...

خضعبلات ! می توانید نخوانید ...

چهارشنبه 7 بهمن 1388 10:51 ب.ظ


ارسال شده در: نوشته های هوبورگ ،
آنقدر ها هم که فکر می کردم  فاجعه ای رخ نداده فقط چند صباحی است بوی کباب انسان می آید !!!
این پست ها را باید دیر یا زود می نوشتم !  دستانم مدت ها بود که چیزی را تایپ نکرده بود . این ها را باید می نوشتم .

یاد زلف یار و خم ابرو و قامت مستانه و این ...... ولش کن من خودم فقط میدانم چه می نویسم ....

زجر و عذاب و گریه و نگه های ترحم برانگیز عده ای که تو را بابت کوریت دوست می دارند
ترجمه ی اسمم به خط بریل چندین دایره در هم برهم بود .

وقتی به این فکر می افتم که فرزندم هم سی سال دیگر به من ناسزا می گوید .دیگر  دلم نمی خواهد کار عاقلانه ای بکنم !

اگر تمام زندگی ما با دروغ و تظاهر و تکبر  پر نشده بود صد در صد جایی برای تو هم این وسط مسط ها پیدا می شد

چرا همش اصرار دارم پای خدا را وسط بکشم ؟ هوم؟؟؟




نظرات