تبلیغات
terrasse - بوی گند نجابت

بوی گند نجابت

سه شنبه 6 مهر 1389 10:35 ب.ظ


ارسال شده در: توهمات ،
بوی گند نجابت که بیاید همه روسری ها را تنگ تر می بندند و ساق دست ها بیشتر روی مچ جولان میدهد.
به جایش عکس هنری همان مقدسه در ابعاد وسیع با آن لباس یقه باز توی کیف پولیش پیدا می شود .
من همان هرزه ای می شوم که بقیه می گویند ولی دختر همسایه پاک و لطیف و نجیب و
افتاب و مهتاب ندیده می شود .
من دختر بده ی گروه می شوم ولی ...
آنی که به استاد نخ و طناب و کش و غیره داده لطیف و مهربان و متین و نجیب می شود .
یک.... فاصله نجابت و فاحشگی می شود . شاید مردان باید بدانند که هر دردی را دوایی است !
از این جمله های مهمل می خواهم به این نتیجه برسم که ایرانی جماعت شعور و درک درست و حسابی ندارد.
ایرانی غریزه را در خود می کشد تا با جنس موافقش راحت در خیابان بدون سر خر و ماشین پلیس گپ بزند خانه یشان برود  یا شاید روبوسی کنند !
من فاحشه می شوم چون پا روی غریزه ام نگذاشته ام با دوست پسرم مرا  وسط همین بلوار بی صاحاب میگیرند و ۲۰۰ هزار تومان نقد میریزیم به حساب بیت المال !
و آن دختر که روی شانه ی آن یکی ... .
بی خیال من که می روم شما بمانید و این طویله که حتی بقای نسل را سنگسار می کند .
ما می رویم و شما هنوز هم در پستوی خانه یتان هوس های جوانیتان را قایم میکنید.
عشق با تمام وسوسه هایش را
بوسه را
محبت را
گریه را
وحتی درد را...
دهانتان را هم که ببویند بوی گند نجابت بیرون میزند حال آنکه دو یا سه سال قبل ازدواج کرده اید و فرزندی دارید . فرزندی زاده ی یک هوس بدون عشق !!!




نظرات