تبلیغات
terrasse - 142

142

جمعه 28 آبان 1389 05:19 ب.ظ


ارسال شده در: نوشته های هوبورگ ،


زندگی سخت است همچون نان خشک
زیر دندان های یک تا در میان
زندگی مرگ است مرگی بی دلیل
مرگ انسان های بی نام و نشان

جنگ من با درد های کهنه بود
کهنه تر از درد های مادرم
وحشت از دیدن شنیدن زیستن
قصه هایی که نمی شد باورم

زندگی معنای نوعی رنج بود
رنج از بودن میان سنگ ها
گم شدن در آرزوی مردگان
سرد بودن در میان رنگ ها

باور نوعی درخت کاج با
برگ های سوزنی شکل بلند
نی غزل گفتن برای گله ها
گله ای با میش و گاو و گوسپند

زندگی تندیسی از الماس بود
در کف مشتی خدا بر سر زده
یا هما بر بخت واقبالی خراب
مرغی از کاشانه خود پر زده

سرخی سیلی صورت های خوب
روی اندوهی به نام زندگی
در میان این جماعت شاهی و
سر فرو بردن به رسم بندگی

کاش... نه! این بار میخواهم زمین
دره زیر پای جادو وا کند
کاسه سر را بشوید از فریب
مرگ را با زندگی حاشا کند

شاید این نا مردمی بهتر شود
روح تی پا خورده برگردد به جان
باز بشناسد به نیکی ملتی
دشمنان خویش را از دوستان



                                 پاییز 89 / نیک آیین



نظرات